1. مفاهیم و کلیات
2.مفهوم حقوق بشر در نظام بینالمللی معاصر و سیر تحول تاریخی آن
3.تحلیل مفهومی حقوق بشر در نظام بینالمللی معاصر
4.سیر تحول تاریخی حقوق بشر معاصر
5.مفهوم حق و مفهوم بشر
6.رویکرد اسلام به مفهوم حقوق بشر
7.مفهوم حقوق بشر در اندیشه اسلامی
8.پیشینه حقوق بشر در اسلام
9.نگاه اسلامشناسان به مقوله حقوق بشر
10.منابع حقوق بشر اسلامی
11.اهداف حقوق بشر اسلامی
12.ویژگیهای نظام حقوق بشر اسلامی
13.مبانی، اصول و مکاتب حقوق بشر معاصر از دیدگاه اسلام
14.مبانی حقوق بشر از دیدگاه اسلامی
15.کرامت انسانی
16.برابری انسانها
17.آزادی
18.اصول حاکم بر حقوق بشر در اسلام
19.اصول در مرحله وضع حقوق (توحید، صلح، عدالت)
20.اصول و معیارهای آزادیهای عمومی در مرحله اعمال حق
21. مکاتب حقوق بشری معاصر از دیدگاه اسلامی
22.اندیشه حقوق طبیعی و حقوق فطری
23.قراردادگرایی و نظام حقوق بشر
24.مکتب حقوق بشر اسلامی
25. حقوق و آزادیهای نسل اول حقوق بشر
26.نمونههایی از مصادیق حقوق و آزادیهای مدنی
27.حق حیات
28.حق بر دادرسی عادلانه
29.منع شکنجه (با تأکید بر جایگاه آن در اندیشه اسلامی)
30.حق بر حریم خصوصی
31.آزادی بیان و عقیده
32.برابری جنسیتی
33.حقوق اقلیتها
34. نمونههایی از مصادیق حقوق سیاسی
34.حق تعیین سرنوشت
35.حق اعتراض و تجمع
36.حق تشکیل تشکلها و احزاب
37.حقوق و آزادیهای نسل دوم حقوق بشر
38.نمونههایی از مصادیق حقوق اقتصادی (مسکن، اشتغال)
39.نمونههایی از مصادیق حقوق اجتماعی (تأمین اجتماعی، خانواده)
40.حق آموزش به عنوان نمونهای از حقوق فرهنگی
حقوق بشر بهعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای فکری و حقوقیِ بشر در دوران معاصر، همواره محل توجه و گفتگو در میان اندیشمندان، حقوقدانان و سیاستگذاران بوده است. با شکلگیری نظام بینالمللی حقوق بشر پس از جنگ جهانی دوم و تدوین اسناد بنیادینی چون «اعلامیه جهانی حقوق بشر» (1948)، مفهوم حقوق بشر از سطح گفتمانی به مرحله تعهدات الزامآور برای دولتها ارتقا یافت و به یکی از ستونهای اصلی نظم حقوقی معاصر تبدیل شد.
در این میان، پرسش از نسبت میان حقوق بشر و آموزههای ادیان الهی، بهویژه دین اسلام، جایگاهی ویژه یافته است. مفاهیم و آموزههای اسلامی با اصول حقوق بشر معاصر تا چه اندازه همخوانی دارد؟ آیا اسلام نیز دارای نظام مستقلی از حقوق بشر است یا باید آن را در چهارچوب مفاهیم عرفی و بینالمللی سنجید؟ این پرسشها نهتنها جنبه نظری دارند، بلکه در عرصه سیاستگذاری و تقنین نیز دارای ابعاد مهمی هستند؛ بهویژه در جوامع اسلامی که نظام حقوقی و اجتماعی آنان مبتنی بر تعالیم اسلام است.
کتاب حاضر منطبق با سر فصل وزارت علوم، با هدف تبیین مفهوم، اصول، مبانی، منابع و مصادیق حقوق بشر در اسلام، و با نگاه تطبیقی نسبت به نظام بینالمللی حقوق بشر، برای دانشجویان دوره کارشناسی رشته های علوم انسانی بهویژه حقوق، فقه و مبانی حقوق اسلامی تألیف شده است. در این اثر تلاش شده است ضمن معرفی دیدگاههای فقهی و فلسفی اسلام درباره مفاهیم بنیادینی همچون کرامت انسانی، آزادی، عدالت، برابری، حق حیات، حق آموزش، حق مشارکت سیاسی، و حقوق اقلیتها، نسبت این دیدگاهها با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر نیز تحلیل و بررسی شود.
نگاه کتاب با توجه به عنوان آن که به موضوع حقوق بشر در اسلام مرتبط می شود به طور ویژه بر آن است که نشان دهد که حقوق بشر در اسلام نهتنها با ارزشهای اصیل انسانی و عقلانی منطبق است، بلکه بر پایهی نظامی الهی، کرامتمدار و عدالتمحور نیز استوار شده است؛ نظامی که با تأکید بر ارزشهای توحیدی و مسئولیت فرد در برابر خداوند و جامعه، الگوی متفاوتی از حقوق بشر را عرضه میکند؛ الگویی که در عین پایبندی به اصول بنیادین، از اقتضائات فرهنگی، تاریخی و الهیاتی جوامع اسلامی نیز غافل نیست.
اصل مفهوم حقوق بشر به معناي مجموعه حقوق و امتيازاتي که متعلق به انسان يا بشر است، قدمتي به قدمت تمدن بشري دارد اما به لحاظ تاريخي انقلاب کبير فرانسه از نقاط عطف شناسايي حقوق بشر در غرب محسوب ميشود که به دنبال آن و با صدور اعلاميه حقوق بشر و شهروند 1789، حقوق بشر به حقوق موضوعه راه يافت . اهميت تعیَن حقوق بشر براي انسان و تأکيد بر حقوق ويژه وی در جامعه بين المللي کنوني از دوران مدرن برجسته شد، در این زمان بود که تأکيد بر شناسايي حقوق و امتيازات براي انسان آغاز گرديد. به همين ترتيب مي توان ادعا کرد که موضوع حقوق بشر بهعنوان موضوع پژوهش حاضر، موضوعي نسبتاً جديد به نظر ميرسد که تعيَن بيروني آن به تصويب منشور ملل متحد در سال 1945 بر مي گردد. حقوقي که انسان مي تواند به خاطر عضويت خود در خانواده بشري صرف نظر از هر ملاحظه اي در برابر دولت و هر مرجع عمومي ديگر برخوردار باشد. چنين رويکردي، نظم حقوقي سنتي حاکم در نظام بين المللي را در حوزه حقوق بشر به چالش کشاند و اين حوزه را از شمول موضوعات صرفاً داخلي کشورها و حاکميت انحصاري دولت ها خارج ساخت و جلوه اي جهاني و جهان شمولي براي آن قائل شد . به رغم پيشبيني رعايت و احترام به حقوق بشر جهاني در منشور ملل متحد، ضرورت وجود و تصويب سندي جداگانه سبب شد کميسيون حقوق بشر بر اساس ماده 68 منشور ملل متحد، ابتدا طرح نخستين «اعلاميه جهاني حقوق بشر» را در 10 دسامبر 1948 و طرح دوم را در سال 1966 و در قالب ميثاقين حقوق بشر (ميثاق بينالمللي حقوق مدني و سياسي و پروتکل مربوط به آن و ميثاق بينالمللي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي) به تصويب رساند. همچنين کنوانسيونهاي بينالمللي خاص در جهت تضمين و شناسايي حقوق بشر خاص نظير «کنوانسيون بينالمللي رفع هرگونه تبعيض نژادي»، «کنوانسيون رفع کليه تبعيضات عليه زنان»، «کنوانسيون حقوق کودک»، «کنوانسيون مربوط به پناهندگان» و «کنوانسيون بينالمللي جلوگيري از کشتار جمعي بيرحمانه» زير نظر سازمان ملل تصويب شدهاند. از سوي ديگر دولتها در مناطق جغرافياي سياسي گوناگون جهان که داراي تاريخ و ارزشهاي مشترک بودند، هنجارها و نهادهاي منطقهاي را در جهت تضمين حقوق بشر توسعه داده اند. هر کنوانسيون منطقهاي حمايت از حقوق بشر نظير «کنوانسيون اروپايي حقوق بشر» (مصوب 1951)، «کنوانسيون امريکايي حقوق بشر» (مصوب 1969) و «منشور آفريقايي حقوق بشر و خلقها» (مصوب 1981)، اعلاميه اسلامي حقوق بشر قاهره (1990) مشتمل بر فهرستي از حقها است که به شيوه بينالمللي تضمين شدهاند و حاکي از وظايف دولتها، نهادهاي دائمي و آئين رعايت و اجراي آنها ميباشد .
با آنکه نظام بینالمللی حقوق بشر در قرن بیستم توانست مفاهیم حقوق بشری را بهصورت نهادینه و عینی در قالب اسناد الزامآور بینالمللی به رسمیت بشناسد، اما نباید از نظر دور داشت که بنیادهای اصلی این حقوق، پیش از آن در متون دینی بهویژه در شریعت اسلام و دیگر ادیان توحیدی بهصورتی روشن و اصولمند مطرح شدهاند. آموزههایی چون کرامت ذاتی انسان، حق حیات، مسئولیتپذیری، عدالت و رعایت حرمت دیگران، از قرنها پیش در تعالیم اسلامی و الهی مورد تأکید بودهاند. واقعیت آن است که انسان، از دیرباز دارای نیازهای بنیادینی برای زیست عزتمندانه بوده که شکل نهادینهی شناسایی حقوق او در دوره معاصر تحقق یافته است. از این منظر، نظام حقوق بشر بینالملل معاصر را باید تحقق خارجی مفاهیمی دانست که ریشه در اندیشههای کهن دینی و فطرت انسانی و نه زایش مطلق آن ها در جهان مدرن دارند. اديان الهي در دوران مختلف با معرفي انسان بهعنوان موجود برتر در هستي، منادي آزادي و رهايي انسان از بندگي ديگر مخلوقات و مقاومت و ايستادگي در برابر ظلم و طاغوت بوده اند. در اين راستا متعاليترين و مؤکدترين تعبيرها در خصوص جايگاه انسان در نظام خلقت در تعاليم و آموزههاي دين مبين اسلام يافت ميشود. به تعبير اسلام انسان بهعنوان موجود ناطقِ داراي کرامت ذاتي، اشرف مخلوقات و متمايز از ساير موجودات هستي اما مرتبط با جهان هستي است كه صاحب حقوق به شمار ميرود. اين موجود برتر، داراي روحي جاودان است که به سرمنشأ و خالق خود تعلق دارد. لازمه تعلق انسان به خالق هستي رهايي وي از هرگونه بردگي و بندگي غير خداست. چنين موجودي تکويناً آزاد آفريده شده و تمامي افراد آن در انسانيت برابرند. به اين ترتيب ضمن روشن شدن تأکيد اسلام بر اهميت انسان از زمان خلقت اين موضوع نمايان مي گردد که تفاوت ديدگاه ها نسبت به انسان و ارتباط انسان با هستي در ادبيات اسلامي و حقوق بشر معاصر سبب بروز اختلاف راجع به مفهوم و قلمرو حقوق بشر مي گردد. حقوق بشر معاصر بر مستقل بودن انسان و محور بودن بشر تأکيد دارد در حالي که در ديدگاه اسلامي انسان موجودي وابسته به سر منشاء خود که همانا خالقش ميباشد، است. تفاوت رويکرد و نگاه به مفهوم حق و جايگاه انسان به تفاوتهاي موجود در هستي محدود نميگردد بلکه در مباني آن نيز متجلي ميشود؛ به اين صورت که مباني حقوق بشر معاصر بر حقوق طبيعي، قراردادگرايي، عقل گرایی، تجربه گرایی و فایده گرایی که دارای جنبههاي عقلي و مادي می باشند،مبتنی است. در حالي که مباني اسلامي حقوق بشر ابزار ديگري چون وحي را در کنار عقل پذيرفته و سرمنشأ هستي را که همان خالق بشر است از نظر دور نداشته است. تعابير و تعاريف اين دو ادبيات از مفاهيم ارزشي چون برابري، آزادي و کرامت انساني نيز متفاوت است اما وجه اشتراک هر دو ادبيات پذيرش اين مفاهيم ارزشي و تأکيد بر لزوم وجود و اعمال آن ها در زندگي بشري است. طبيعي است همين نگاه متفاوت و اختلاف در تبيين مباني و اصول حقوق بشر سبب بروز تفاوت در نحوه اعمال و اجراي حق هاي بشري خواهد شد و حق هايي چون آزادي بيان، آزادي عقيده، رهايي از شکنجه، دادرسي عادلانه و حقوق زنان از جمله حق هاي بشري است که نظام حقوق بشر اسلام و نظام حقوق بشر معاصر بر وجود آن ها تأکيد دارند. اما بديهي است که تبيين اين حق ها و نحوه اعمال آنها با توجه به تفاوت مباني موجود در نظام اسلامي و نظام معاصر متفاوت جلوه مي نمايد. به اين ترتيب سعي شده است در اين مجال و در قالب يک کتاب درسي موضوع حقوق بشر از نظر گاه اسلامي بررسي گردد البته در جهت روشن ساختن تفاوت ديدگاه در انديشه اسلامي و نظام بين المللي موجود راجع به حقوق بشر، پرداختن به مباني نظام بين المللي حقوق بشر معاصر نيز در حد ضرورت از نظر دور نمانده است. البته همان طور که از نام کتاب پيداست نگارش اين اثر با تأکيد بر رویکرداسلامي صورت پذيرفته است. در اين کتاب سعي شده است ضمن تأکيد بر تفاوت مباني دو ديدگاه اسلامي و غربي حوزه هاي مختلف موضوع حقوق بشر از جمله مفهومشناسي حقوق بشر و تجزيه اجزاي آن به حق و بشر، مباني، اصول و مکاتب حقوق بشر و مصاديق حقوق بشر به ویژه مصادیقی که رویکرد اسلامی و بین المللی نسبت به آن ها متفاوت است، مورد توجه قرار گيرد تا در نهايت نقاط تقابل و تلاقي حقوق بشر اسلامي و حقوق بشر غربي آشکار گردد. در فصل سوم و چهارم این کتاب با تقسیم بندی حقوق به نسل اول حقوق بشر (شامل حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی) و نسل دوم حقوق بشر (شامل حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) ضمن تبيين برخي از مصاديق مهم و چالش برانگيز حقوق بشر و نه تمام مصادیق آن سعي شده شبهاتي که در حوزه هاي مختلف مطرح است از نظرگاه اسلامي پاسخ داده شود. بهعنوان نمونه تفاوت حقوقي زن و مرد در اسلام، مجازاتهاي اسلامي، آزاديهاي عمومي از جمله آزادي بيان و عقيده، برخی مصادیق حق حیات شامل سقط جنین، خودکشی و اتانازی، حقوق اقلیت و... از جلمه شبهاتي است که از سوي مراجع بين المللي حقوق بشري بهعنوان نقاط ضعف و تاريک دين اسلام در حوزه حقوق بشر مطرح ميشود که در اين مجال به اختصار در صدد رفع اين شبهات برآمديم. برخي از سؤالات مهم و کلي که اين کتاب در صدد پاسخ به آن هاست عبارتاند از: حقوق بشر در انديشه اسلامي و نظام حقوق بشر معاصر به چه معنا است؟ اجزاي مفهوم حقوق بشر شامل حق و بشر در هر کدام از این نظام ها به چه معنا است؟ جايگاه انسان در هستي در انديشه اسلامي و غربي چيست؟ نگاه اسلامشناسان به حقوق بشر چگونه است و کدام رويکرد در این کتاب پذيرفتني است؟ مباني، اصول و اهداف حقوق بشر در انديشه اسلامي و غربي کدامند؟ جايگاه مکتب قراردادگرايي و حقوق طبيعي یا سایر مکاتب نظیر فایده گرایی و مارکسیسم بهعنوان مباني حقوق بشر در اسلام چگونه است؟ جايگاه ارزشهاي والايي چون کرامت انسان ها، آزادي و برابري که در حقوق بشر معاصر به عنوان ارزش های کلیدی تلقی می شوند، در اسلام چيست؟ جايگاه و معيارهاي محدوديت هاي آزادي هاي عمومي در اسلام و نظام حقوق بشر معاصر چه تفاوت هايي با هم دارند؟ بهعنوان نمونه آزادي بيان و عقيده در انديشه اسلامي چه جايگاهي دارد؟ علت تفاوت حقوق زن و مرد در اسلام چیست؟ و چرا منطبق با تساوی حقوقی که نظام معاصر منادی آن است، نمی باشد؟ وجود مجازات هاي اسلامي مخالف کرامت ذاتي انسان ها و حق بر رهایی از شکنجه است؟ جايگاه دادرسي عادلانه در اسلام چيست؟ اقلیت دارای چه حقوقی در نظام اسلامی حقوق بشر می باشند؟ در اين کتاب در حد بضاعت سعی شده تمام سؤالات فوق در فصول مختلف مطمح نظر قرار گیرد. طبیعی است با توجه به این که عنوان کتاب همان طور که در سرفصل وزرارت علوم آمده حقوق بشر در اسلام است منطبق بر این سرفصل بر رویکرد اسلامی تاکید شده است و پرداختن به نظام حقوق بشر معاصر و نظام حقوق ایران در حد ضرورت و برای تببین بهتر مباحث صورت پذیرفته است.
این کتاب برای عموم دانشجویان رشته حقوق در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد برای درس حقوق بشر در اسلام قابل استفاده خواهد بود. بدیهی است این کار علمی نیز عاری از نقاط ضعف و نقص نمی باشد و انتقادات می تواند چراغ راه در جهت بهتر شدن آثار علمی موجود گردد. امید است مخاطبین فهیم قصور موجود را بر نگارندگان ببخشایند.