1.كتاب القضاء
2.باب قضاء (قضاوت)
3.تست مبحث قضاء
4.كتاب الشهادات
5.باب شهادات
6.تست مبحث شهادات
7.کتاب الحدود
8.باب حدود
9.حد زنا
10.تست مبحث زنا
11.حد لواط، مساحقه و قیادت
12.تست مبحث لواط و مساحقه و قیادت
13.حد قذف
14.تست مبحث قذف
15.حد شرب مسکر
16.تست مبحث شرب مسکر
17.حد سرقت
18.تست مبحث سرقت حدی
19.حد محاربه
20.تست مبحث محاربه
21.کتاب القصاص
22.باب قصاص
23.قصاص نفس
24.قصاص عضو
25.لواحق قصاص
26.تست مبحث قصاص
27.قصاص نفس
28.قصاص عضو
28.لواحق
29.کتاب الدیات
30. باب دیات
31.تست مبحث دیات
أي الحكم بين الناس، و هو واجب كفاية في حق الصالحين له، إلا أنه مع حضور الإمام وظيفة الإمام أو نائبه فيلزمه نصب قاض في الناحية، ليقوم به.
یعنی حکم کردن میان مردم و آن در حق افرادی که دارای صلاحیت برای قضاوت هستند واجب کفایی است، اما در زمان حضور امام، وظیفه امام یا نایب ایشان است. بنابراین بر امام واجب است تا در ناحیه یک نفر را به عنوان قاضی منصوب کند، برای این که به امر قضاوت بپردازد.
و يجب على من عينه الإجابة، ولو لم يعين وجبت كفاية، فإن لم يكن أهلا إلا واحد تعينت عليه، و لو لم يعلم به الإمام لزمه الطلب، و في استحبابه مع التعدد عينا قولان، أجودهما ذلك مع الوثوق من نفسه بالقيام به.
اگر امام کسی را برای این کار تعیین کند، واجب است قضاوت را قبول کند. اگر امام کسی را تعیین نکند، قبول کردن قضاوت واجب کفایی است. اگر فقط یک نفر اهلیت قضاوت را داشته باشد، بر او واجب عینی میباشد. اگر امام آن یک نفر را که صلاحیت قضاوت دارد نشناسد، بر آن شخص واجب است از امام بخواهد که منصب قضاوت را به او بدهد.
اگر چند نفر صلاحیت قضاوت را داشته باشند آیا بر دیگران مستحب است یا واجب که هر کدام خود را به امام معرفی کنند؟ در این باره دو قول میباشد و قول بهتر آن است که اگر شخص به خود اطمینان دارد که از عهده قضاوت بر میآید مستحب است خود را معرفی نماید. (طبق نظر شهید ثانی)
و في الغيبة ينفذ قضاء الفقيه الجامع لشرائط الإفتاء و هي البلوغ والعقل والذكورة والإيمان والعداله و طهارة المولد إجماعا، والكتابة والحرية والبصر على الأشهر والنطق و غلبه الذكر، والاجتهاد في الأحكام الشرعية وأصولها.
در زمان غیبت امام قضاوت فقیهی که شرایط فتوا دادن را دارد نافذ میباشد. و آن شرایط (به اجماع فقها) عبارتند از: بالغ بودن، عاقل بودن، مرد بودن، شیعه اثنی عشری بودن (ایمان داشتن)، عادل بودن، حلال زاده بودن.
و شرایط دیگر (بنابر قول مشهورتر) عبارتند از: قدرت نوشتن، آزاد بودن، بینا بودن، گویا بودن (لال نبودن)، بیشتر بودن قوه حافظه وی نسبت به فراموشی، دارا بودن قوه اجتهاد در احکام شرعی و اصول آنها.
و يتحقق بمعرفة المقدمات السِّتِّ و هي الكلام، والأصول، والنحو، والتصريف، و لغة العرب، و شرائط الأدلة والأصول الأربعة وهي الكتاب والسنة والإجماع و دليل العقل.
و اجتهاد تحقق مییابد به اینکه مقدمات ششگانه را قاضی بداند و این مقدمات عبارتند از: علم کلام، علم اصول فقه، علم نحو، علم صرف، علم لغت عرب و علم منطق. و اینکه ادله اربعه را بداند و این ادله عبارتند از: کتاب، سنت، اجماع، عقل.
فمن عدل عنه إلى قضاة الجور كان عاصيا فاسقا، لأن ذلك كبيرة عندنا، ففي مقبول عمر بن حنظلة: «من تحاكم إلى طاغوت فحكم له، فإنما يأخذ سحتاً و إن كان حقه ثابتا، لأنه أخذه بحكم الطاغوت و قد أمر الله أن يكفر بها»، و مثله كثير.
پس هر کس که از فقیه جامع الشرائط (فقیهی که دارای تمامی شرایط میباشد) سر باز زند و به قاضیان ستمگر رجوع کند گناهکار و فاسق است زیرا از نظر امامیه رجوع به قاضیان ستمگر گناه کبیره است. در قسمتی از مقبوله عمر بن حنظله آمده است که: «هر کس محاکمه نزد طاغوت ببرد و طاغوت به نفع او حکم کند همانا حرام گرفته است اگر چه حق او ثابت باشد زیرا او به حکم طاغوت، حق خود را گرفته است در حالی که خداوند امر کرده است که نسبت به طاغوت کافر شوند»، و احادیث زیادی به مانند این حدیث وجود دارد.