1.حقوق بینالملل ورزش و نهادهای ورزشی
2.حقوق ورزشی
3.قوانین و مقررات در ورزش
4.ورزش در حقوق بینالملل
5. ورزش در حقوق داخلی ایران
6. لکس اسپورتیوا
7.سازمانها و نهادهای ورزشی
8.سازمانهای بینالمللی (IOC، کمیته بینالدولی)
9.سازمانهای فراملی (فدراسیونهای بینالمللی، دیوان داوری ورزش CAS)
10.سازمانهای ورزشی ایران (وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک، فدراسیونهای ملی)
11.مهمترین چالشهای دولتها با حقوق بینالملل ورزش
12. چالشهای ماهیتی
13.ورزش و حق بر سلامتی
14.ورزش و حق بر کار
15.عدم تبعیض و برابری
16.ترجیحات فرهنگی
17.ماهیت حقوق ورزشی
18.چالشهای سازمانی
19.تحریم رویدادهای ورزشی
20.تعلیق فعالیتهای ورزشی
21.ماهیت نهادهای ورزشی
22.مبانی اختیارات دولتها در مواجهه با چالشها
23.چالش دولتها با حقوق بینالملل ورزش
24.چالش دولتها با سازمانهای بینالمللی ورزشی
ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و افراد زیادی به شکل های گوناگون نظیر ورزشکار حرفه ای، ورزشکار آماتور، طرفدار و علاقه مند به ورزش و غیره با آن در ارتباط هستند. عده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند. امروزه ورزش خیلی بیشتر از سلامتی و سرگرمی، بخش مهمی از زندگی شخصی و اجتماعی ما را تشکیل داده است که جنبه های سیاسي، اقتصادی و اجتماعي گسترده ای دارد. یک پدیده ی جهانی و عامل پیوستگی های اجتماعی به همراه یک حوزه عظیم تبادلات اقتصادی است. از این رو دولت ها مجبور به مدنظر قرار دادن آن در محاسبات و سیاست های خود شده اند. ورزش و رویدادهای ورزشی از بارزترین صحنه های بروز و ظهور این بخش است. «جهانی شدن، نیازمند مدیریت و مقرراتی جهانی است و بالطبع نیاز است که ماهیت قانون باز تعریف شود تا نظام هایی مطابق با الزامات و نیازهای دنیای متحد جدید ایجاد شود. یکی از این نظامات، حقوق ورزش است. پدیده ای که بتواند کل نظام نظارتی تهیه شده توسط نهادهای ورزشی فراملی مثل نهضت المپیک یا دوگانه ملی- بین المللی مثل آژانس جهانی ضد دوپینگ را پوشش دهد. این گستره ی عظیم نیازمند یک نظام اداری و نظارتی بزرگ است که به تدریج یک حوزه حقوقی را به وجود آورده است که به عنوان حقوق ورزش شناخته می شود. ماهیت نظام حقوقی حاکم بر این دو حوزه بسیار متفاوت است». در یک حوزه دولت ها به موجب میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، متعهد به احترام، حمایت و اجرای حقوق هستند اما بخش دوم بسیار بحث برانگیز شده است؛ قوانین و مقررات حاکم بر رویدادها و مسابقات ورزشی در نهادهایی فراملی به تصویب می رسند ولی در قلمرو سرزمینی دولت ها لازم الاجرا هستند که این مسئله حاکمیت ملی را به چالش کشانده است. «بر اساس قواعد حقوقی جهان شمول، هنجارهای خصوصی و هنجارهای دوگانه عمومی- خصوصی را پوشش می دهد. دارای سازمان قضایی مستقلی تحت عنوان دیوان داوری ورزش بوده که بر اساس اصول رویه ای مانند انصاف پایه گذاری شده و روند دادرسی و ضمانت اجرای خاص خود را دارد. نوعی نظام حقوقی جهانی شکل گرفته است».
«جهانی شدن ورزش به طور فزاینده ای بر قوانین حقوقی و مقررات انجمن های ورزشی بین المللی متمرکز شده است. این سازمان ها دنیای ورزش را کنترل و مدیریت می کنند. آن ها قوانین و مقررات خاص خود را دارند. تصمیماتی می گیرند که می توانند تاثیرات عمیقی بر روی فعالان این عرصه داشته باشد و پیامدهای اقتصادی مهمی در پی دارند. آن ها سازمان-های خودمختار و مستقل از دولت های ملی هستند. این که چگونه اداره و فعالیت هایشان تنظیم می شود، سؤالات کلیدی است. به طور خاص، آن ها از دادرسی های قانونی مصونیت دارند و تقریباً میان سازمان های غیردولتی بین المللی منحصربهفرد هستند».
حقوق ورزشی مجموعه قواعد و قوانین حاکم بر کل حوزه ی ورزش است. این بخش از قوانین گاه با حاکمیت قوانین ملی که از جمله مقوله هایی می باشد که به شدت متأثر از سیاست گذاری های حاکم بر نظام داخلی دولت هاست، متعارض می شوند. این تعارض ارزش های فرهنگی را شاید بتوان در رویدادهای ورزشی داخلی با حاکمیت قانون داخلی حل و فصل نمود ولی در رویدادهای جهانی ورزش آنچه حاکم است قوانین ومقررات بین المللی است که در هنگام تعارض با ارزش های ملی یا بایستی از حضور چشم پوشی کرد و یا با استفاده از راهکارهای قانونی برای تغییر آن ها اقدام نمود.
در کشورمان نیز فعالان حوزه ی ورزش بر خلاف وجود فدراسیون ها و کميته های ملي به دلیل ناشناخته ماندن این عرصه ی حقوقی تا به حال صداي قدرتمندي در جمع سازمان ها و نهادهاي جهانی حاکم بر ورزش نداشته و ضروري است که با تبیین جایگاه چنین نهاد هایی در مقابل نهادهای حاکمیتی، نقش پررنگ تری در تصمیم گیری های ورزشی پیدا کنند، چراکه عدم شناخت سازوکارها در عرصه ی حقوقی ورزش، سیاست های حاکمیتی، قوانین ومقررات ملی ممکن است به حذف از این عرصه منجر شود.
کتاب ها و مقالات چندی در حوزه حقوق ورزشی در کشور منتشر گردیده است که متاسفانه اغلب به آن بخش از حقوق ورزشی که به مسئولیت کیفری و مدنی در حوزهی ورزش مرتبط است پرداخته اند و توجهی به ماهیت حقوق ورزش به عنوان ساختار حقوقی خاص و ارتباط آن با حاکمیت ملی و حاکمیت قانون ملی نشده است. عدم توجه به این مقوله به-خصوص در رویدادهای ورزشی جهانی مشکلاتی را برای عرصهی ورزشی کشور ایجاد کرده است، که از آن جمله به حضور تماشاگران در مسابقات جنس مخالف، رویارویی با ورزشکاران برخی کشورها، حضور در رقابت های جهانی برخی رشته های ورزشی می توان اشاره نمود که ممکن است باعث مشکلاتی برای حضور در صحنهی ورزش جهانی شود. بنابراین ضرورت دارد ماهیت حقوق بین الملل ورزش و جایگاه و ارتباط آن با حاکمیت ملی و چگونگی تأثیر و اعمال فرهنگ های مختلف در تدوین حقوق ورزش بررسی و در صورت امکان راهکار مناسب برای رهایی از چنین تنگناهایی تبیین گردد.
از آن حیث که هر آنچه تا کنون در زمینه ی حقوق ورزشی و به طور خاص حقوق بین الملل ورزش به رشته ی تحریر درآمده است یک پژوهش صرفاً حقوقی بوده و توجه کمتری به بعد علوم ورزشی شده است. دغدغه ی نویسنده نگارش متنی میان رشته ای که ابعاد حقوق بین الملل، حقوق عمومی و علوم ورزشی را توأمان مورد توجه قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش، نشان دادن ماهیت حقوق بین الملل ورزش و جایگاه و ارتباط آن با حاکمیت دولت ها و توضیح چگونگی تأثیر و اعمال فرهنگ های مختلف ملل در تدوین حقوق بین الملل ورزش می باشد.