1.کلیات و مفاهیم بنیادین جرایم بانکی
2.ادبیات و مبانی نظری پژوهش
3.مبانی نظری
4.سیاست کیفری افغانستان در قبال جرایم بانکی
5.منابع شناسی جرایم بانکی
6.سیر تاریخی بانکداری در افغانستان
7.مفهوم بانک و جرایم بانکی
8.ویژگیهای جرایم بانکی
9.مفهوم پیشگیری
10.انواع پیشگیری
11..مصادیق جرایم بانکی
12.مصادیق در حیطه تأسیس و اشتغال غیرمجاز
13.تأسیس غیرمجاز بانک
14.اشتغال به فعالیتهای بانکی بدون رعایت قوانین
15.استفاده غیرمجاز از نام بانک
16.مصادیق برمبنای شخصیت مرتکب
17.مصادیق مشترک از سوی مشتریان و کارمندان بانکی
18.مصادیق مشترک از سوی بانک و کارمندان بانک (اختلاس، پولشویی، تأمین مالی تروریسم، افشای اسرار)
19.تکنیکهای ایجابی پیشگیری وضعی از جرایم بانکی
20.تکنیکهای مبتنی بر افزایش تلاش برای ارتکاب جرم
21.سخت کردن آماج جرایم بانکی
22.شفافیت (تشخیص هویت، گزارشدهی، حفظ اسناد، شناسایی معاملات مشکوک)
23.ثبت و اعلام دارایی کارمندان بانکی
24.ایجاد سامانههای ملی بانکی
25.ناامن کردن محیط بانکی برای کارمندان
26.کنترل تسهیلکنندههای جرایم بانکی
27.تقویت بانکداری الکترونیک
28.توجه به وضعیت مالی کارمندان
29.جابهجایی دورهای کارمندان
30.تکنیکهای مبتنی بر افزایش خطر جرم
31.ایجاد سیستم جامع نظارتی
32.بهکارگیری نظارت غیردولتی
33.نظارت و شناسایی دقیق کارمندان از سوی بانک مرکزی
34.مدیریت خطر جرایم بانکی
35.تعیین مدیر مبارزه علیه جرایم بانکی
36.گسترش اختیارات ناظران
37.اتخاذ رویکردهای کوتاهمدت و ارتقاء مولفههای امنیتی
38.تقویت همکاری با نهادهای مرتبط
39.تکنیکهای سلبی پیشگیری وضعی از جرایم بانکی
40.تکنیکهای مبتنی بر کاهش دستاوردها و منافع
41.حذف جذابیت جرم
42.شایستهسالاری
43.توسعه گروه اقدام مالی (FIU)
44.ممنوعیت پذیرش هدایا
45.حذف یا مخفی کردن آماج جرم
46.تکنیکهای مبتنی بر حذف معاذیر
47.آگاهی و تدوین کدهای رفتاری
48.آگاهی و آموزش
49.تدوین اخلاق حرفهای و کدهای رفتاری
50.تدوین قواعد سختگیرانه و سهولت در اجرای آن
51. تدوین مقررات کارآمد، شفاف و سختگیرانه بانکی
52.تسهیل اجرای قوانین بانکی
پیشرفت روزافزون فعالیتهای بانکی، دستاوردهای مثبت و ارزنده برای بشریت به همراه داشته است. دسترسی به اینترنت بانک[1]، عابر بانک (دستگاههای خودپرداز)[2]، موبایل بانک[3]، انتقال منابع به صورت الکترونیکی از نقطه فروش[4] و... تنها بخشی از این دستاوردها میباشد. معمولاً بانکها به دلیل اینکه به صورت مستقیم با جذب منابع مالی و تبادل سرمایه عموم مردم مواجه هستند، میتواند از باب نظریه انتخاب عقلانی[5] که مبتنی بر محاسبهگری و تجزیه و تحلیل و منفعت مالی میباشد، یکی از آماج معد مجرمانه محسوب شوند. از سوی دیگر به میزان پیشرفت فعالیتهای بانکی، شاهد افزایش جرایم بانکی اعم از سنتی و اعم از جرایم سایبری از قبیل پولشویی، جعل، اختلاس، کلاهبرداری، تأمین مالی ترورسیم و... نیز هستیم. این افزایش جرایم بانکی تهدیدی برای سلامت نظامبانکی همه کشورها به ویژه افغانستان محسوب میشود.
در یک تعریف موسع میتوان گفت که جرایم بانکی شامل کلیهی جرایمی میگردد که مؤسسات مالی و کارمندان آنها (به عنوان بزهدیده، بزهکار یا واسطه) در تحقق جرم دخالت دارند مثل سرقت از بانک، جعل اسناد بانکی و... (اسلامی، 1400، 33). جرایم بانکی ممکن است گاهی توسط کارمندان و گاهی توسط مشتریان یا مراجعهکنندگان که با انگیزه مالی مرتکب آن میشوند، انجام شود. بزهدیده اینگونه جرایم نیز ممکن است شخصیت حقوقی بانک، کارمندان و یا مشتریان بانک باشند. به هرحال بانکها به خاطر اینکه جذابیتهای مالی بسیاری در آن وجود دارد، میتواند یکی از اهداف بسیار مستعد برای جرایم بانکی توسط مجرمین معمولاً حرفهای باشد. بنابراین اقدامات و تدابیری که بتواند از بروز اینگونه جرایم پیشگیری نماید، از اهمیت بسزایی در نظام بانکی کشورها برخوردار خواهد بود. در جوامع از گذشتههای دور برای جلوگیری از جرایم به تبع آن جرایم بانکی در ابتدأ این اندیشه وجود داشت که با اعمال مجازات سنگین میتوان آمار جرایم را کاهش داد. اما اطلاعات و تحقیقات دهههای اخیر این اندیشه را در حل مشکل جرم و مهار آن ناکام میداند. به همین دلیل دانشمندان توجه خود را بیشتر به پیشگیری از جرم معطوف داشتند، زیرا پیشگیری از جرم آسانترین و کم هزینهترین شیوه اصلاح یا درمان مجرم است (میر محمد صادقی، 1374، 255). دانشمندان و نویسندگان حقوق و جرمشناسان تعریفهای گوناگونی از پیشگیری ارائه نمودهاند. برخی اصطلاح "کنترل جرم[6]" را به جای "پیشگیری از جرم" در دل تعریف به کار بردهاند. برخی دیگر همانند پُل اکبلوم[7] تعریفی را پیشنهاد میکند که محور اصلی آن تدابیر و سیاستهای کاهشدهندهی خطر پذیری جرم و پیامدهای آن است (ابراهیمی، 1390، 281) استیون پی نیز این تعریف را پذیرفته و بیان میکند که پیشگیری از جرم مشتمل بر گسترهی وسیعی از اقدامات و فعالیتهایی است که هدف همگی آنها کاهش از جرم است (استیون پی[8]، 1393، 285). همچنین در اصطلاح سیاست جنایی پیشگیری به معنای استفاده از راهکارهای مختلف، برای جلوگیری از وقوع بزهکاری است. اما از نظر علمی به هر اقدام سیاست جنایی با هدف تحدید امکان پیشامد جنایی از راههای مختلف است، به ویژه بدون اتکاء بر کیفر یا اجرای آن (اردبیلی، 1383، 26). جرمشناسان پیشگیری از جرایم را به دو دسته، پیشگیری کیفری[9] و غیرکیفری[10] تقسیم نمودهاند. اصطلاح پیشگیری از جرم در مفهوم وسیع خود شامل تدابیر پیشگیرانه کیفری و غیرکیفری برای خنثیسازی عوامل مجرمانه و کاهش بزهکاری میشود ولی در معنای مضیق خود فقط شامل تدابیر پیشگیرانه کیفری میشود (شفقی، 1391، 2).
پیشگیری کیفری به دو نوع پیشگیری عام و خاص تقسیم شدهاند. منظور از پیشگیری عام جنبه ارعاب آمیز مجازات برای عموم افراد جامعه است که به صورت بالقوه آمادگی برای ارتکاب جرم را دارند. لذا تلاش میشود تا از طریق آگاهی عمومی از ارتکاب جرم در آینده جلوگیری شود (استفانی و دیگران، 1377، 119). منظور از پیشگیری کیفری خاص اثری است که مجازات در بازدارندگی مجرم برای ارتکاب مجدد جرم دارد. لذا پیشگیری خاص دربرگیرنده مجموعه اقدامات کنشی است که با هدف مقابله با بزهکاری بتواند بر شخصیت افراد و موقعیتهای قبل از ارتکاب جرم تأثیر بگذارد (معظمی، 1388، 152). پیشگیری کیفری موضوع بحث حاضر ما نیست. ولی در مقابل پیشگیری کیفری، پیشگیری غیرکیفری قرار دارد که این نوع از پیشگیری قبل از وقوع جرم به عمل میآید. این نوع از پیشگیری در صدد است تا عوامل و ریشههای زمینهساز بروز جرایم را از بین ببرد. پیشگیری غیرکیفری به پیشگیری وضعی[11] و اجتماعی[12] تقسیم گردیده که دارای اصول و شرایط خاص است. منظور از پیشگیری اجتماعی این است که از طریق اصلاح جامعه صورت میگیرد. یعنی تمام اقداماتی که به منظور توسعه و پیشرفت جامعه از بعد سیاسی، اقتصادی و... انجام میشود، داخل قلمرو پیشگیری اجتماعی است (محمدیاری و مینائی، ۱۳۹۵، ۷۳). پیشگیری اجتماعی به دو نوع پیشگیری جامعهمدار یا محیطی و پیشگیری رشدمدار تقسیم شده است. پیشگیری جامعهمدار عبارت است از تأثیرگذاری بر محیط پیرامون انسان. به عبارت دیگر، هدف از نوع پیشگیری خنثیسازی عوامل جرمزا محیطی می باشد. در مقابل این نوع پیشگیری، پیشگیری رشدمدار قرار دارد که منظور از آن توجه به تدابیر پیشگیرانه در طی مراحل مختلف زندگی بوده و هدف از آن پیشگیری از بزهکاری مزمن است (نجفی ابرندآبادی، 1390، 570). در مقابل پیشگیری اجتماعی پیشگیری وضعی قرار دارد که موضوع بحث پژوهش حاضر میباشد. پیشگیری وضعی به اقدامات پیشگیرانهای اطلاق میشود که از طرق مداخله در اوضاع و احوال جرم صورت میگیرد. مثلاْ مجرم قبل از انجام نقشه مجرمانهاش، تمام احوال و اوضاع جرم را بررسی میکند. در واقع پیشگیری وضعی کاهش فرصتهای جرم، بالابردن خطرات جرم، کاهش هزینه جرم و... است (Clarck, 1995, 91). در پیشگیری وضعی، حذف کامل جرایم بانکی محال بوده، اما هدف معقول میتواند کاهش میزان آن باشد (Biagoli, 2008). در مورد بانکها وجود فرصتها و مناسبتهای ارتکاب جرم، همواره یکی از عوامل مهم وقوع جرایم بانکی بوده و بزهکار را به ارتکاب جرم ترغیب مینماید. بدیهی است کارمندان بانکی هرچه ضعف نفس بیشتری داشته باشند در مقابل فرصتهای ارتکاب جرم، زمانی که منافع حاصله از جرم را سهل الوصول میبینند در نتیجه دچار وسوسه شده و زودتر به آستانه تحریک برای ارتکاب جرایم بانکی میرسند. لذا با توجه به این مقدمه رسالت اساسی نویسنده در پژوهش حاضر تحلیل راهکارهای پیشگیری از جرایم بانکی در نظام بانکی افغانستان با توسل به کاربست تکنیکهای رونالد کلارک میباشد.
جرایم بانکی در نظام بانکی افغانستان نیز به عنوان یکی از چالشهای مهم عصر حاضر در سطح ملی و بینالمللی با تحمیل هزینههای زیاد توجه مقامات مسئول را به خود جلب نموده است. به ویژه بزهکاری کارمندان بانکی تبعات منفی زیادی بر نظام اقتصادی و بانکی افغانستان ایجاد نموده و همواره یکی از آماج معد مجرمانه بوده و در آن جرایم مختلفی توسط کارمندان بانکی انجام شده است. مثلاً در پروندهای، کارمندان بانک یکی از شعبات کابل بانکنو شهر کابل، در سرقت بیش از شش صد هزار دالر آمریکایی و یک و نیم میلیون افغانی در سال 1392 همکاری نمودهاند (اطلاعات روز، 1392). در پروندهای دیگر مدیر نمایندگی بانک ملی افغان در ولایت بغلان به اتهام پولشویی به مبلغ 6 میلیون و 740 هزار افغانی، متهم و فاعل اصلی جرم پولشویی شناخته شده است (آرش، 1400). همچنین در پرونده دیگری مدیران کابل بانک متهم به اختلاس صد ها میلیون دلار آمریکایی شدند که علیرغم سقوط این بانک باعث خدشهدار شدن روابط بین نظام بانکی افغانستان کمک کنندگان بین الملی، از بین رفتن اعتماد مردم افغانستان نیز گردید (Hakimi, 2015, 11). با توجه به این گذشته تاریک جرایم بانکی و این حجم از بزهکاری کارمندان بانکی در افغانستان، توجه به موضوع پیشگیری وضعی از جرایم بانکی در افغانستان امر ضروری است. به خصوص لازم است که مقامات مربوطه و مدیران عالیرتبه نظام بانکی در افغانستان، به شدت به تحقق هدف کنترل و مدیریت صحيح فعاليتهای کارمندان خویش بپردازند. زیرا؛ پیشگیری از جرایم بانکی از مسائل حیاتی در افغانستان امروزی است که نیازمند ارائه راهکارهای معقول و مؤثر است. لذا، لازم و ضروری است که مسئولین به دنبال راه حل و چارهجویی پیشگیری از جرایم بانکی به خصوص جرایم ارتکابی از سوی کارمندان بانکی باشند. به نظر نویسنده عاقلانه ترین راهکار اصلاح قوانین موجود و تصویب قوانین جدید بانکی افغانستان با توجه به کاربست تکنیکهای پیشگیری وضعی رونالد کلارک و همچنان تأسیس نهاد پیشگیری از جرم در این کشور به عنوان راه حل کارآمد و مؤثر در پیشگیری از جرایم بانکی میباشد.
با توجه به این مقدمه پژوهشگر حداکثر تلاش خویش را به کار گرفته است تا به شیوه کاملاً منطقی و با مدنظر قراردادن این سوال (راهکارهای پیشگیری وضعی از جرایم بانکی در نظام بانکی افغانستان با توجه به کاربست تکنیکهای رونالد کلارک چگونه است؟) و مصادیق جرایم بانکی اعم از سوی مشتریان و کارمندان بانک به تحلیل و بررسی پیشگیری وضعی از جرایم بانکی در نظام بانکی افغانستان با تأکید بر کاربست تکنیکهای چهارگانه رونالد کلارک بپردازد. قبل از ورود به بحث بیان این نکته حائز اهمیت است که تبیین و تحلیل موضوع حاضر با توجه به تغییر حکومت طالبان در این کشور همچنان از اهمیت بسزایی برخوردار است. زیرا نظام بانکی افغانستان پس از روی کار آمدن طالبان همچنان به شکل قبلی خود باقی مانده است. تاکنون قوانین بانکی دستخوش اصلاح و تغییرات اساسی نشده است.