1- پایبندی به تعهدات قراردادی
2- شناسائی گستره بیرونی تعهدات قراردادی
3- شناسائی گستره درونی قراردادها
4- آثار ناپیبندی به تعهدات قراردادی (مسئولیت قراردادی)
5- قابلیت انتساب عدم اجرا به تعهد
6- پیدایش خسارت
7- رابطه سببیت
پیش از این جائى نوشته بودم که «حقوق چیزى نیست جز هنر سامان بخشى عادلانه روابط میان اشخاص». اکنون نیز بر همان پندارم و حقوق را جز سامانهاى براى کاستن از دغدغههاى آدمیان و گشودن راهى دادورزانه در از میان بردن کشاکش ناگزیر آنان نمىدانم. اگر که خوانندگان گرامى نیز بر این پندار باشند به آنچه از آن برمىآید نیز پایبند خواهند بود و از آن جمله اینکه: تنها کهنگى و دیرمانىِ قانون مایه ارج و تقدس آن نیست. آنچه مقدس است حق است و آنچه درخور پاداش، گام زدن در راه دادورزى. از این روى، به پندار نگارنده، اندیشه دادورزانه گذشتگان اگر که همچنان با احساس انسان این زمانى و این مکانى همسو باشد شایسته ارج نهادن و به کاربستن است و اگر جز این باشد باید که آن قاعده را، چه با جایگزین کردن اصلى بایسته و چه با تفسیرى شایسته، به کنار نهاد. در حقیقت، بسیار پیش آینده است که آنچه در گذشته و در بستر روابط کهن عین عدالت و دادورزى به شمار مىآمده دیگر در این زمان عادلانه و منصفانه نباشد. دانش پژوهى حقوق در سالیان بسیار و نیز تجربه دیر یاز قضاوت بر من به روشنى آشکار کرده است که صرفِ تکیه بر این قوانینِ استوار بر اندیشههاى کهن، گرچه به دعوى پایان مىبخشد، اما دل و جان آگاه را خشنود نمىسازد. از این روى نگاه نو بر مسائل کهن حقوقى نیازى حیاتى است. این است که در این کتاب کوشیدهام بسیارى از مباحث را از دیدگاهى نوین واکاوى نمایم و هر جا که بر پایه دانش و آگاهى اندکم این کار شدنى بوده است آن را با تفسیرى هشیارانهتر به عدالت و انصاف نزدیک سازم.
دیگر اینکه، زبان حقوقى ما به لحاظ تاریخى، آکنده از واژهها و تعابیر مغلق عربى است. از این روى کوشیدهام تا آنجا که مایه دشوار فهمى خواننده آشنا به سیاق نگارش کتابهاى حقوقى نشود، از واژههاى فارسى نیز سود جویم. چه به پندار نویسنده، زبان فارسى از آن توان و مایه برخوردار است که بتواند اندیشههاى دشوار حقوقى یا فلسفى را به روشنى بیان کند، اما چنانکه گفته شد زیاده روى در این راه به آسان خواندن متن زیان مىرساند و اندیشههاى خوگر به آن تعابیر را خسته مىسازد. این است که در این زمینه به زیاده روى نگرائیدهام. هدف تنها آن بوده است تا نمایان سازم که رفته رفته مىتوان به چنین پیرایشى پرداخت.
اگر که این نوشته، خوانندگان و خواهندگان حقوق را به اندیشه ورزى رهنمون شود به آنچه در پى آن بودهام دست یافتهام.