1.یک دولت دموکراتیک تحت کنترل اصل حاکمیت قانون: این چه معنایی میدهد؟
2. آسیب پذیری اصل حاکمیت قانون
3. دموکراسی از پریکلس تا آلمان هیتلری
4. تفکیک قوا: منتسکیو و برلوسکونی
5. حمایت از حقوق بشر
6.نقش قوه قضاییه در یک دولت دموکراتیک تحت حاکمیت قانون چیست؟
7. اجرای عدالت توسط اشخاص بدون مراجعه به دادگاه، محاکمه از طریق هیئت منصفه و دادگستری مستقل
8. سازمان بندی محاکم داخلی و اروپایی
9. دسترسی به دادگاهها: از منشور کبیر تا دعوای شرکت اَپل علیه شرکت سامسونگ
10.رابطه بین قوه قضاییه و قوه مقننه
11.اصل دموکراسی و عقاید شخصی قضات
12. تفسیر قانون؟ گرفتاری ناپلئون
13. خودداری نکردن از صدور حکم: قتل ترحم آمیز و قانون گذارانی که فِس فِس میکنند
14.ارتباط قوه قضاییه با قانون اساسی و حقوق بین الملل
15. تأثیر حقوق بین الملل: لیلیان جنس، عضو شورای محلی SGP
16. تقدم حقوق بین الملل: پرونده چالز اِف
17. تعارض بین حقوق بنیادین: سارقین و متجاوزین جنسی به کودکان
18.رابطه بین قوه قضاییه و قوه مجریه
19 بازنگری توسط دادگاهها: گل فروشها و موشهای آبی
20.ارتکاب شبه جرم توسط دولت: یک تاجر کَره و آیان هیرسی علی
21. قضات باید شجاع باشند
22.رابطه بین قوه قضاییه و جامعه
23. فلسفه وجود دادگاهها شهروندان هستند: مَندیِ مدل و سرمایه گذاریهای توربو
24. قوه قضاییه هیچ برنامه سیاسی ندارد: کِندی و اوباما
25. قوه قضاییه و رسانهها
26. و باز: قضات باید شجاع باشند
27.تضمین کیفیت عدالت
28.گزینش و آموزش قضات و تسهیل ایفای خوب وظایف از سوی آنها
29.دادگاههای علنی: کافکا و چالز دیکنز
30.چگونه از شر قضات بد خلاص شویم؟
31.تکریم حاکمیت قانون!
شاید شما هم تیترهای خبری مورد انتقاد شدید روزنامه دیلی میل [1]در تاریخ 4 نوامبر 2016 را زیر تصاویر سه قاضی دیوان عالی دیده باشید: "دشمنان مردم" و "خشم و عصبانیت از دست قضات دور از دسترسی که 17.4 میلیون رأی دهنده به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت)[2] را نادیده گرفتند و آغازگر بحران قانون اساسی شدند". در حالی که مردم در هلند ممکن است در تلویزیون یا در تیترهای خبری روزنامهها چنین چیزهایی دیده باشند: زن عضو SGP در شوراهای محلی انتخاب شد. و هلند در پرونده سربرنیکا مسئول شناخته شد تیتر SGP به حزب کالوینیست هلند اشاره میکند، یک حزب سیاسی ارتدوکس پروتستان که تا سال 2006 با عضویت زنان در حزب مخالفت میکرد؛ پرونده سربرنیکا دعوایی بود که توسط بستگان مسلمانان بوسنیایی که در حالی که تحت حمایت نیروهای هلندی (حافظ صلح) سازمان ملل بودند کشته شدند.
اینها فقط سه عنوان خبری در بین بسیاری دیگر از اخبار هستند. و شما به راحتی میتوانید آن را بخوانید و رد شوید، مگر آن که از پیش زمینه آن اخبارآگاهی داشتید. ظاهراً نیازی به توضیح ندارند، اما در حقیقت نتیجه وضعیت امروزیِ بسیار پیشرفته حاکمیت قانون در جهان غرب است. اگر مفهومیبه نام تفکیک قوا وجود نداشت، رأی دیوان عالی نمیتوانست صادر شود. اگر اندیشه ای به نام اهمیت استقلال قضات وجود نداشت شکایتهای بسیاری که از این تیتر خبری به عمل آمد نمیتوانست صورت گیرد. اگر جامعه ای بین المللی وجود نداشت که کنوانسیون سازمان ملل در خصوص رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان بتواند در آن تنظیم شود و اگر هیچ قانون داخلی وجود نداشت که این کنوانسیون را به تصویب برساند و اگر هلند قانون اساسی ای نداشت که به دادگاه اجازه ارزیابی و بررسی قوانین داخلی در پرتو معاهدات بین المللی را بدهد، عنوان خبری در خصوص یکی از اعضای شورای SGP نمیتوانست نوشته شود.آخرین موضوع ولی به همان اهمیت اینکه بدون کوششهای بنیاد مادران سربرنیکا آن دعوا هرگز اقامه نمیشد.
و آیا بدون یک نظام صحیح حمایتی قانونی و یک دادگستری مستقل هرگز حکمیصادر میشد؟ یا چنانچه اگر ما چیزی را که عدالت تلفنی [3]در اتحادیه جماهیر شوروی پیشین مینامند داشتیم، که در آن در مقطعی، قضات تماس تلفنی از یکی از رؤسای حزب دریافت میکردند و به آنها دستور میدادند که در یک پرونده خاص چطور رأی صادر کنند چطور؟
در این کتاب تلاش دارم اهمیت حاکمیت قانون و نقش قوه قضاییه را در یک دولت دموکراتیک تحت اصل حاکمیت قانون شرح دهم. نه اینکه نظریه ای را به عنوان نقطه آغاز کارم در نظر بگیرم بلکه با نگریستن به نقش آفرینان درگیر در بحث که از طریق تنوعی از پروندههای خاص که آن نقش آفرینان (خصوصاً قضات) در آن پروندهها چه اقدامیکردند؟ چرا آن اقدام را کردند؟ و چرا اقداماتشان مهم و با ارزش است؟ به فراهم آوردن یک شناخت میپردازم. میتوان کتابهای قطور پیچیده و مغلقی راجع به نهادهای یک دولت تحت کنترل اصل حاکمیت قانون نوشت، کما اینکه نوشته هم شده است. اما هدف من در اینجا بر عکس است، ترسیم تصویری زنده از اینکه قوه قضاییه چگونه عمل میکند و رابطه اش با دیگر قوای حکومت، با استفاده از مثالهای ملموس. عناوین گسترده هستند: برای مثال، چرا اندیشههای منتسکیو درباره تفکیک قوا هنوز هم مطرحند؟ حداقل مجازاتهای آیان هیرشی علی ( Ayan Hirsi Ali فعال مبارز، نویسنده و سیاستمدار آمریکایی هلندی سومالیایی تبار) و سربرنیکا چه ارتباطی با هم دارند؟ چرا این قدر مهم بود که آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا سربازانی را به لیتل راک(Little Rock) بفرستد تا رأی صادره از سوی دیوان عالی کشور آمریکا اجرا شود؟ چرا اینکه سیلویو برلوسکونی قوه قضاییه را سرطان دموکراسی توصیف میکند موضوعی خنده دار نیست. چرا این قدر اهمیت دارد که پس از اینکه دیوان عالی کشور علیه دولت حکم صادر نمود، مارک روت(Mark Rutte) نخست وزیر هلند اظهار داشت: بدون هیچ حرفی، هم اکنون تصمیم دادگاه اجرا خواهد شد؟ هدف این کتاب پاسخ به این پرسشها و بسیاری از پرسشهای دیگر است.
اما چرا شمای خواننده به این موضوع (حاکمیت قانون) علاقه مند شده اید. ساندرا دی کونور(Sandra Day O connor) اولین قاضی زن دیوان عالی کشور آمریکا میگوید: دانش، نسبت به حکومتمان با ژنهای موجود مختلف جمعیت(کشور) به ارث نمیرسند، بلکه باید آموخته شود. تحقیقات نشان میدهند که دو سوم آمریکاییها میتوانند یکی از اعضای هیئت داوران مسابقه استعدادیابی آمریکا را نام ببرند، اما فقط 15 در صد آمریکاییها نام رییس دیوان عالی کشور آمریکا را میدانند. و تعداد آمریکاییهایی که میتوانند سه قوه حکومت را نام ببرند به یک سوم جمعیت کشور هم نمیرسد. در غیاب تحقیقاتی که مقایسه محور باشد، آیا میتوان امیدوار بود که اوضاع در کشورهای اروپایی متفاوت باشد؟ به هر تقدیر، نورتابانیدن روی کار قضات در دولتهای تحت کنترل اصل حاکمیت قانون میتواند صرفاً چیز خوبی باشد، برای من که این گونه به نظر میرسد. در این کار، من پا جای پای ساندرا دی کونور میگذارم که زمانی میگفت: یک قاضی پیر مانند یک کفش کهنه است همه چیزش فرسوده است به جز زبانش.